|
به قلم مسافر هندوستان . |
||||
|
تقویم خورشیدی در غربت از دست مسافر در می رود. وبلاگستان و فناوری اما دوباره یادها را بیدار می کند و تمام دیروز را گردگیری می کند تا ذهن مسافر دوباره پر بکشد به سنگر خاطرات شفاف و روشنش... و به یاد آورد سی ام آذر ماه ۱۳۸۳ را...
شیراز ... تالار سینا و صدرا ... ردیف چهارم ... دستگاه Data Projector... نماهنگ آغازین جشن یلدا ... نگاه های کنجکاو ... چراغ های خاموش ... دلهره های همیشگی ... و حضور جادویی تو که به تمام افکار منفی من پایان می داد. ...و ترانه ی نماهنگ که جان می گیرد: هیجان حضار، ...تخت جمشید و نوشته هایی در باب یلدا بر تصاویری دیدنی که حس وطن خواهی را در هر بینندۀ ایرانی راستینی بیدار می کرد:
یلدا جشن وداع با تیرگی است؛ شب مرگ تاریکی و آغاز روشنایی است... یلدا زادروز ایزد مهر یا میترا و جشن ملی پارسیان یلدا در زبان سریانی به معنای تولد و زایش است؛ در این شب اهریمن ناکام است و
در آخرین روزهای پاییز وقتی عطر گل های نرگس فضا را پر کرده، یلدا از راه می رسد...
به گواه ناظران فرهنگی: یلدای شیراز اما، یلدای دیگری است... ...و میهمان تمام خانه های ایرانی در شب یلدا، حافظ شیرازی است
معاشران گره از زلف یار باز کنید یلدا در ادبیات ما نیز ریشه دوانده حافظ: « صحبت حکام ظلمت شب یلدا است نور ز خورشید خواه بو که برآید » و خسرو گلسرخی می گوید: اگر از خواب بلند یلدا ، برخیزیم همین فردا کاری خواهیم کرد کاری کارستان » آیا آیندگان نیز همچون نیاکان شان به پاسداشت این جشن کهن همت خواهند گمارد ؟ تصاویری از فعالیت گروه اجرایی جشن (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز)
هنوز هم پس از ده ها بار دیدن این نماهنگ -که تکه هایی از آن را در بالا مرور کردم- نگاه های تند حراست دانشگاه را پس اسلاید خسرو گلسرخی به یاد می آورم که بیم آن را می داد تمام زحمت هایم به هدر رود. آنگاه تشویق های مکرر دانشجویان و خانواده هایی را می شنوم که در آن شب نشینی، خستگی ِ ~~~~~~~~~~~~~~~ راهنمای دریافت فایل های این پست: پس از کلیک بر روی لینک ها صفحه دیگری باز می شود که باید بر روی دکمه Download در پایین آن کلیک کنید و سپس ۵ ثانیه صبر کنید تا دانلود فایل آغاز شود.۱
YaldaPackage.exe (5.9 MB)
۳- فایل موسیقی و فایل انیمیشن را در یک پوشه بگذارید و فایل انیمیشن (Yalda 83 Clip.pps) را اجرا کنید. چند ثانیه صبر کنید. پس از آغاز انیمیشن فایل موسیقی خود به خود اجرا می شود.۲
(*)~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ۱- این دنگ و فنگ ها در پست های بعدی وجود ندارد چرا که سرور اصلی و مورد علاقه من امشب دوباره راه اندازی شد و در آینده قادر خواهم بود با استفاده از سرویس Hot Linking فایل های اجرای زنده را در وبلاگ راه اندازی کنم.
۲- گاهی فایل های پاورپوینت ـ بر خلاف فایل های فلش ـ در سیستم های مختلف با سرعت ها و کیفیت های ناهماهنگ پخش می شود که در این صورت پیشاپیش عذر مرا بپذیرید. |
||||
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 23:0 | |
|
داستان کامنت در وبلاگستان و حرف های دیگر به قلم مسافر هندوستان . |
|
به خدمت دوستان عزیز، فرهاد و زهره: از حضور شما و نظرات گرمتان ممنونم. اصولاْ از میان ۵۰۰-۶۰۰ خواننده ای که در ماه دارم تنها وبلاگ نویسان تن به دادن سوغاتی (نوشتن کامنت) می دهند. اگرچه خیلی ها از بنگلور و ایران و جاهای دیگر به من خبر داده اند که به این سفرنامه معتاد شده اند، اما به دلایل زیر وبلاگ من کامنت های زیادی ندارد و این مسئله از لحاظ تبلیغاتی برای آن مضر است: ۱- با آنکه سرویس دهندگان پرسرعت بسیاری در بنگلور (پایتخت IT هند) وجود دارد، من هنوز فرصت نکرده ام بهترین و ارزان ترین سرویس را پیدا کنم تا هزینه نصب کابل اینترنت دائم را پرداخت کنم «میزان عشقی که دریافت می کنید برابر است با میزان عشقی که به دیگران می دهید.» تمام این ها را گفتم که دست آخر بگویم در حال حاضر برای من به صرفه نیست که روزانه به ده ها وبلاگ سر بزنم، بر روی گزینه پیغام کلیک کنم و [مثل خیلی ها] عبارت تکراری «وبلاگ جالبی دارید، به من هم سر بزنید.» را Copy & Paste کنم! اگر هم روزی این فرصت دست داد ترجیح می دهم کامنتی واقعی و مرتبط با موضوع بگذارم، مثل کامنت های فرهاد و زهره. ۲- تعدادی از بینندگان و خوانندگان این سفرنامه از طریق جست و جوی واژه های فارسی همچون بنگلور، تحصیل و... در گوگل به این وبلاگ راه پیدا می کنند و چون فعلاْ مایل نیستم با پاسخ های شخصی، این مشی ویژه را دگرگون کنم با آنها از طریق ایمیل در ارتباطم. نظرات و پرسش های آنها را نیز دریافت می کنم و به آنها مستقیماْ پاسخ می دهم. ~~~~~~~~~~~~ ...و اما در مورد میمون ها: شنیده ام که در برخی مناطق شهر میمون ها بر روی پشت بام منازل هم به وفور یافت می شوند. البته و خوشبختانه ما تاکنون روی پشت بام آپارتمانمان فقط سنجاب های بامزه ای دیده ایم که از درخت های نارگیل همسایه بر سقف ما پریده اند. در کل قرار شده با بر و بچ یکشنبه ها به دیدن جاهای دیدنی شهر برویم، پس منتظر مطالب و تصاویر بیشتری باشید. ~~~~~~~~~~~~ من میرم یه سری به خونه می زنم بعد می یام یه پست راجع به شب یلدا می فرستم بالا، پس فعلاْ... با سپاس فراوان معاونت [ماست] مالی و توسعه کامنت سفرنامه
(*)~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ۱-در ایران به آن می گفتیم کافی نت اما اینجا اگر بگویید Coffee Net یا Net Cafe یا چیزی شبیه به آن با تعجب به شما نگاه می کنند. |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 19:0 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
«بنگلور بهشتی است که جهنمیان در آن زندگی می کنند!» ...این بهترین توصیفی است که تاکنون از بنگلور شنیده ام. این شهر یکپارچه سر سبز که به Garden City (شهر باغ) شهرت دارد، جاذبه های توریستی بسیاری دارد، اما سطح شعور عمومی مردمانش پایین است. مثلاْ در خیلی از کوچه ها همیشه بر سر شما گل می ریزد: اما بهتر است ذوق زده نشوید و به جای آسمان مواظب دور و برتان باشید! چون من نزدیک بود جان شیرینم را بر سر گرفتن این عکس ها زیر اتوبوس لِه کنم و نامم به عنوان اولین شهید راه سفرنامه و ششمین شهیدِ راه بنگلور ۲۰۰۵ ثبت شود. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ >> عکس های زیبای بسیاری در دست ویرایش و گزینش است که به زودی در سفرنامه الکترونیک به نمایش گذاشته می شود. |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت 14:51 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
چون پرسش زهره (در بخش سوغاتی ها) عمومیت داشت، بنابراین در روزنوشتِ سفرنامه، به پاسخ آن می پردازم: کلاً هند از لحاظ بهداشت در سطح پایینی است اما بنگلور به دلایل زیر به نسبت از شهرهای دیگر تمیزتر است: ۱- بارش باران های بسیار ۲- مرکزیت صنعت IT که باعث حضور شرکت های بزرگ بسیاری در این شهر شده است. ۳- وجود مراکز توریستی و گردشگری دیدنی در مورد غنای علمی کاملاً نظرتان درست است و در مورد غنای مالی باید بگویم اختلاف طبقاتی شدیدی وجود دارد و کلاً در هند ثروتمندان و فقیران بسیاری به چشم می خورند. |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1384ساعت 14:44 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
۱- از دوستان و مسافرانی که پرسش هایی در مورد تحصیل و زندگی در بنگلور دارند، تقاضا می شود پرسش های خود را به ایمیل مسافر هندوستان (etravelog ات yahoo دات co دات in) ارسال کنند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به آنها پاسخ داده شود. ۲- از بازدید کنندگانی که به بهانه دشواری نوشتن از دادن سوغاتی تفره [یا شاید طفره] می روند دعوت می شود در نظر سنجی که پایین همین نوشته جای داده شده شرکت کنند و ما را از کلیک خود مستفیض فرمایند.
|
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 18:46 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 14:11 | |
|
بیل قلب ها و کدها را تصاحب می کند... به قلم مسافر هندوستان . |
|
عمو بیلی از رفسنجانی هم پولدارتر است! او مرد خوبی است و به بچه های گرسنه هم کمک می کند! عمو بیلی امسال که به هند آمد، 1.7 میلیارد دلار پول از جیبش افتاد! .....و روزنامه های هندی نوشتند: «بیل قلب ها و کدها را تصاحب می کند.» ! هندی های بیچاره نمی دانند برنامه هایی که برای عمو بیلی می نویسند، بیشتر از اینها می ارزد! عمو بیلی سایتی ساخته به نام "کد برای بیل"!! آنجا دانشجویان هندی می توانند برنامه های خود را به عمو بیلی مهربان نشان بدهند و اگر بچه خوبی باشند آب نبات چوبی جایزه بگیرند و حتی شاید در مایکروسافت آنها را سر کار هم بگذارند! در بنگلور به عمو بیلی خوش گذشته و خودش گفته: «من غذای اوپما را دوست داشتم.» ! او سخنرانی خود را در جمع برترین برنامه نویسان هند، با این جملات آغاز کرد: «من به شما رشک می ورزم! تاکنون جمعی از برنامه نویسان جوان را به این سر زندگی و شادابی ندیده ام. شما جوانید و در ابتدای راه. فرصت های بسیاری در انتظار شما است.» و بدین گونه بود که هیاهوی شادی در سالن پیچید و بیل گیتس: «قلب ها و کدها را مال خود کرد!» و به هوش باشید که هند با سرعت سرسام آوری در حال پیشرفت است... . . . . افسوس که در سرزمین من و تو اما، مشق شب بچه ها به جای دات نت و سیسکو این است: [ اون ته صف! ... آی پسر با تو هستم! ... محکم بگو مرگ بر آمریکا !! ] |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1384ساعت 22:21 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
سنجابی از درخت نارگیل بالا می رود... دختر همسایه گیسوانش را به دست نسیم می سپارد... از دور دست صدای سازهای هندی شنیده می شود... سرویس مدرسه آرام و پرهیاهو شادی را با کوچه قسمت می کند... پایین تر کوخ نشینی که دیشب را گرسنه خوابیده، قدم زنان آواز می خواند و می رقصد... گاو خوشحالی چند کیسه زباله پیدا می کند و دمش را تکان می دهد... آنسوترک مستخدمی بالکن اربابش را آب و جارو می کند... سوت قطار، سکوت کلاغ ها را می شکند... سگ ولگرد خمیازه ای می کشد و روانه محل کارش می شود... خورشید بنگلور از پس پشت مزرعه سرک می کشد... صبج هندی من دگرباره فرا می رسد...: چشم هایم را می شویم، جور دیگر می بینم ! |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 7:30 | |
|
پراکنده ها (روش شناسایی دختران ایرانی) به قلم مسافر هندوستان . |
|
شما یک دختر ایرانی هستید اگر...
* اگر اعتقاد دارید همه پسر ها آشغال و عوضی هستند. * اگر دوست پسرتان شما را سر کار گذاشته است. * اگر برای تلافی و انتقام گرفتن همزمان با دو پسر تیریپ لاو میرید ولی چون خیلی احساساتی هستید در نهایت عاشق هر دو پسر می شوید. * اگر وقتی به WC می روید به جای بوی ... بوی عطر و ادکلن و رژلب بیرون می آید. * اگر قیافه تان قبل و بعد از ازدواج 180 درجه تفاوت دارد. * اگر قبض موبایلتان از ماهی 200 هزار تومان پایین تر نمی آید. * اگر هر لباسی را فقط یک بار می پوشید. * اگر خیلی [...] و تو کف هستید اما به همه می گویید از این کار ها متنفری و اهلش نیستی. * اگر در حل مسائل ساده و پیش پا افتاده زندگی دچار مشکل می شوید. * اگه یه حرف ساده رو به چند راه مختلف براتون باید توضیح داد. * اگر هنگام رانندگی فقط از روی چاله چوله ها رد می شوید و هفته ای یکبار تصادف می کنید و اگر 30 دقیقه طول می کشد تا ماشین 2 متری تان را در یک جای پارک 5 متری پارک کنید. * اگر هیچ وقت از اشتباهات خودتان درس نمی گیرید. * اگر خیلی راحت گول می خورید. * اگر آشپزی شوهرتان از شما بهتر است. * اگر سر قراراتون دير می روید ولي به موقع اومدن ديگران براتون مهمه و نسبت به اون آلرژي داريد. * اگر اسمتان خیلی فاجعه آمیز است ولی همه جا خودتان را سروناز معرفی می کنید. * اگر بعد از خوندن این متن به نویسنده آن فحش می دهید. برگرفته از وبلاگ یار آزاد |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 18:15 | |
|
تایتانیک، از رویای نوجوانی تا امروز به قلم مسافر هندوستان . |
|
دیشب شبکه Star Movies پس از سال ها یادی کرد از حماسه تایتانیک و من یادم افتاد روزهایی که این فیلم به ایران آمده بود و دیدنش برای مردم از نان شب هم واجب تر شده بود اما اگر می خواستیم آن را به صورت کامل به اضافه کلیپ Celin Dion آخرش روی فیلم ویدئو ضبط کنیم ۳:۱۵ می شد و برای آن ۱۵ دقیقه اضافه که البته قابل چشم پوشی هم نبود باید یک فیلم دیگر مصرف می کردیم. مدتی بعد VCD آمد و بعد هم شبکه های ماهواره ای که از بام تا شام فیلم پخش می کنند. ....هر جمله اش را که می شنیدم انگار همین دیروز شنیده بودم. راستی که آدم با خاطراتش زنده است. |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 16:42 | |
|
تصاویر جالب هفته (پاپایا، موزها و موزچه ها) به قلم مسافر هندوستان . |
|
ما چند وقت پیش به اتفاق یکی از دوستان مالدیوی۱ به نام محمد شاروج به خیابان SP Road رفتیم تا از اوضاع و احوال بازار سخت افزار۲ هند باخبر شویم. او در زمینه خرید کامپیوتر تجربیاتی داشت. رعایت چند نکته مهم هنگام خرید در بنگلور ضروری است: ۱- ممکن است در ماه های اول سفر افرادی به بهانه بی تجربگی و ناواردیِ شما سعی کنند با دریافت مبالغی مایحتاج شما را تامین کنند. در این صورت پول خود را به هیچ بهانه ای به دست هیچ بنی بشری، چه ایرانی و چه غیر ایرانی ندهید. ۲- همیشه بگویید: «من زبان انگلیسیم خوبه و خودم می خوام چونه بزنم! [حتی اگه یه کلمه هم بلد نبودید]» ۳- در بنگلور برای هر چیز مثل لوازم آشپزخانه، مبلمان، موبایل و... محلهء ارزانی وجود دارد که با پرس و جو به راحتی می توان آنها را پیدا کرد. ۴- قبل از خرید از چندین مغازه قیمت بگیرید و آخر سر تا می توانید چانه بزنید. در هند چک و چانه از ایران هم بیشتر رواج دارد. ۵- اگر فروشنده کوتاه نیامد از مغازه بیرون بیایید. خودش آدم بدبختی است و دنبال شما می آید. ....خلاصه از این نصیحت های پدرانه که بگذریم، ما در تصویر زیر مشغول خوردن میوه ای به نام پاپایا هستیم که از خانواده انبه است، تقریباْ شبیه طالبی است، از درون مثل هندوانه قرمز است و بسیار شیرین. البته هندی های زبان نفهم روی پاپایا هم فلفل می ریزند! ....چند ساعت پس از گشت و گذار و دریافت قیمت از دکان۳ های SP Road خسته و گرسنه به یک موزفروشی رسیدیم. در بنگلور و احتمالاْ جاهای دیگر هند موز در انواع و اقسام مختلف به وفور یافت می شود. قیمت آن هم از هر عدد ۵۰ تومان تجاوز نمی کند. اما آنچه توجه ما را جلب کرد موز های کوچکی بود که ظاهراْ کاربردی نداشت و برای بازار گرمی از آن استفاده می شد:
(*)~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ۱- مالدیو -که با نام آن از زمان شکست سنگین تیم ملی فوتبالش مقابل ایران- آشنا هستید مجموعه ۳۰۰۰ جزیره کوچک و بزرگ توریستی است و پایتخت آن مالِی نام دارد. کشور مسلمان اما آزادی است و بزرگترین جزیره آن حدود ۲۰۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد. [نام واحد پولش را خاطرم نیست،] ولی ارزش پولش یک دوازدهم دلار است. ۲- این قیمت ها را به زودی در پستی ارائه می دهم. ۳- "دکان" مثل خیلی از واژگان دیگر میان زبان فارسی و هندی مشترک است. اگر ازدحام مطالب و وفور وعده های مسافر مجال داد درباره زبان محلی بنگلور هم به تفصیل خواهم نوشت. |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1384ساعت 13:57 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
آیا می تونید درک کنید برای م ح چقدر سخت بود که داخل لیست قربانیان دنبال نام عزیزترین دوستانش بگردد ؟ ...و همچنان اخبار و اعتراضات و مطالب دیگر که چه آسان پس از ساعاتی در زیر تلی از گرد فراموشی مدفون می شوند: دکتر علی رضا نوری زاده: دریافت فیلم اخبار و مصاحبه ها گیل ایران: هیچ بارانی شما را شست نتواند! روزگار ما: مزار آباد شهر بی تپش gettyimages: تمام عکس ها |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 14:25 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
از راه درازی به خانه رسیدم، م ح همسایه و هم بغض تمام این روزها سراسیمه جلو آمد و پرسید: «اخبار امروز ایران را در اینترنت خوانده ای؟» در دل احساس هم ذات پنداری عجیبی با این ترانه کردم: ياور از ره رسيده با من از ايران بگو ...به خودم آمدم و پاسخ دادم: «مشترکِ صدای آمریکا و نوری زاده دات کام هستم و هر روز اخبار را از طریق ایمیل می گیرم.» با صدای لرزان ادامه داد: «از ایران تلفنی داشتم. چند نفر از همکاران و دوستان نزدیکم در آن هواپیما بوده اند.» سخت پژمردم... م ح را -که فرصت نشده بود پیشتر به شما معرفی کنم- همه خبرنگاران زبده پایتخت می شناسند. او برای افشای حقیقت بارها زندان رژیم را تحمل کرده. آخرین خبری که به عنوان دبیر سرویس روزنامه ای چاپ کرده اختلاس میلیارد تومانی یک وزیر بوده. نام او به خاطر این افشاگری فردای روزی که به هند آمده ممنوع الخروج اعلام شده. شاید اگر امروز در ایران بود جانش را بر اثر برخورد هواپیمای حامل خبرنگاران با ساختمانی در تهران از دست داده بود. هواپیمایی که خلبان اصلیش حاضر نشده در شرایط نامساعد با آن پرواز کند. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ راهم را به سمت کافی نت کج کردم و زیر لب زمزمه کردم:
از بس ستاره کشتيد روی زمان سياه است هم اين زمين سياه و هم آسمان سياه است کز اين همه جنايت، رخسارتان سياه است دست قلم شکستيد ، پای سخن ببستيد ای روشنی ستيزان، افکارتان سياه است هر تار موی يک زن، بندد مسير تقوا؟ اين خود گواه آن بس، پندارتان سياه است هر حيله ای که داريد، در آستين تزوير هر جادويی که بستيد در کارتان سياه است هر خطبه ای که خوانديد، هر جمعه بر سر کوی خلقی گريست زيرا، گفتارتان سياه است ميخانه ها ببستيد، بتخانه ها گشوديد با خون وضو نموديد، کردارتان سياه است شد پرده ی سياهی، معيار پاکی زن ای صبحدم گريزان، معيارتان سياه است زين شرم، روی ما نيز در هر مکان سياه است از بس ستاره کشتيد روی زمان سياه است ادامه نوشته... |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 23:13 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
برخی از گدایان هندی برای اینکه زودتر به نتیجه برسند سر و صداهای عجیبی از آلات موسقیشان در می آورند که البته این مورد در ایران باستان هم سابقه داشته و گدایان یک شاخ و یک شانه داشته اند و اگر به آنها پول نمی دادند تهدید می کردند که شاخ را به شانه می کشم و در این صورت صدای دلخراشی ایجاد می شده که فرد قربانی برای رهایی مبلغی به او می داده. فلسفه ضرب المثل شاخ و شانه کشیدن استعاره از تهدید کردن هم از همین جا است. چند روز پیش دختر بچه ای را دیدم که پشت چراغ قرمز گدایی می کرد اما شاخ و شانه نمی کشید. او صبر می کرد تا چراغ قرمز شود آن وقت روی خط عابر پیاده می رفت و با مهارت خاصی مقابل دیدگان کنجکاو بینندگان حرکات ژیمناستیک انجام می داد. دخترک ژیمناستیک فروش کف خیابان پشتک می زد و با حلقه تنگی که بدنش را از آن عبور می داد انعطاف خود را به نمایش می گذاشت و آخر سر پول ها را جمع می کرد. ...و من به باطری دوربین بسته زبانم نفرین می فرستادم که چرا شارژ ندارد! |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 11:34 | |
|
تصویر جالب هفته (روزنه ای به دنیای اینترنت) به قلم مسافر هندوستان . |
|
این خانم کاملاْ محجبه در کافی نت مشغول وبگردی بود و چون چهره اش مشخص نبود من به خودم اجازه دادم بدون اجازه و با دوربین مخفی از او عکس بگیرم. به همین خاطر دستم لرزید و عکس مات شد. این هندوستان که به آن می گویند کشور ۷۲ ملت، به این خاطر است که همه جور موجود دوپا و چهارپایی در آن پیدا می شود. زنان مسلمان هند که غالباْ سنی هستند، روبنده دارند و از آن روزن به دروازه جهانی می نگرند! برای من که جالب بود... |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت 12:42 | |
|
پراکنده ها (یک سوغاتی خواندنی) به قلم مسافر هندوستان . |
|
یک روز و هزار سال* دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز تنها دو روز خط نخورده باقي بود. پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت خدا سکوت کرد آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سکوت کرد به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد خدا سکوت کرد کفر گفت و سجاده دور انداخت خدا سکوت کرد دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سکوتش را شکست و گفت : عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي تنها يک روز ديگر باقي است بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟ با يک روز چه کار مي توان کرد ؟ خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را در نمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت حالا برو و زندگي کن او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گوي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد قدري ايستاد بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم آن وقت شروع به دويدن کرد زندگي را به سر و رويش پاشيد زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند مي تواند او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد اما اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ، روي چمن خوابيد کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد سبک شد لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود .
۱- با تشکر از mgo7172@yahoo.com که این مطلب زیبا را برای من فرستاد. ۲- ای کاش کسانی که برای اولین بار نوشته های زیبایی از این دست را با زحمت تایپ می کنند، نام آفریننده اثر را نیز به آن بیافزایند. ۳- درباره ها: راهنمای بخش های متفاوت وبلاگ |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 13:37 | |
|
دومین ماه گرد غربت و سنگر خاطره ها ~>(آرشیو ترانه های اجباری) به قلم مسافر هندوستان . |
|
|
این روزها که از کوچه های بی خاطره عبور می کنم، اولین زمزمه های غربت در دومین ماه گرد ِ گذر از خانه پدری واقع در سرزمین مادری زیر لب جان می گیرد: پرسه در خاکِ غریب، پرسه بی انتها است کوله بار مسافر پر از خاطره است، خاطره هایی که پناه پرسه های بی انتهای غربتند. ریشه های نسل در به در اما در باغچه یاس پدربزرگ جا مانده. آرزوی همبستگی در دلم سنگینی می کند. یک دل سیر گریه بی بهانه هر از گاهی چه اندازه دل آدم را صاف می کند. ...تو شبای پرسه دلواپسی که میخوام دنیا رو فریاد بزنم تو کدوم پس کوچه اولین سلام، گنبد سبزو پر از ترانه کرد؟ ...دل من تنگ تر از تو زود به زود در هم می گیرد، پژمرده می شود و به ناچار چون بارقه امیدی دوباره جان می گیرد و پر می کشد. این روزها کسی در گوشم زمزمه می کند برای تسکین زخم ناعلاج غربت، دل به دریا زن و جهان وطن باش که همه بچه های زمینیم، اهالی پاک خاک پاک ایزدی. من امّا دلم جای دیگری گیر کرده: پشت سرعت گیر کوچه بیات.۱ و شما چه می دانید محله ای که صف نان سنگک ندارد، در ظهر مرداد هم سرد ِ سرد است. دلم دلهره تمام شدن آش برق را می طلبد۲ و سرک کشیدن از ته صف که چقدر در دیگ مانده! بقال های هندی فقط تعظیم می کنند، دلم تنگ شده برای اخلاق گند هوشنگ، بقال سر کوچه خودمان. بوی شب بوها تا سد۳ سال دیگر از هوایم بیرون نمی رود و صدای جیغ های زن همسایه از گوشم. چگونه ممکن است طعم بوسه های پنهان، پشت آبگینه چمران را فراموش کنم و طعم سوهان خانگی مادربزرگ را که مادرم شب های عید از دست ما در کمد پنهانش می کرد. من فرکانس سوت نگهبان باغ ارم را از حفظم و قیمت بلیط حافظیه، دوشنبه های آخر ماه. شادا که موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست. موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش دارند.۴ ~~~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~~~ می خوام از باغچه سبز انتظار سبد خاطره هامو پر کنم...
برام از خاطره سنگری بساز، بید بی ریشه رو شن باد میبره ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ (*): اگر نگاهی به نام های بزرگِ آفرینندگانِ ترانه پرسه بیاندازید، واضح است که چرا این ترانه از آرشیو ترانه های اجباری انتخاب شده است و چرا گوش دادن به آن برای کلیه مسافران غربت زده و خوانندگان سفرنامه اجباری است: نام ترانه: پرسه، آلبوم: بچه های ایران، خواننده: داریوش ترانه سرا: ایرج جنّتی عطایی، آهنگ و تنظیم: آندرانیک برای شنیدن ترانه ها به صورت زنده چند دقیقه صبر کنید تا دکمه Play بر روی Player بالای صفحه فعال شود، سپس بر روی آن کلیک کنید. دریافت ترانه پرسه: (کیفیت: 32KB - حجم: 1.25MB) به منظور رعایت حقوق شاعر ابیات ترانه «پرسه» در متن با رنگ متفاوت مشخص شده است. همچنین از آنجا که ترانه سرایان از کسانی که ترانه هایشان را -در برخی موارد حتی بدون ذکر نام-پاره پاره می کنند دل خوشی ندارند، به جبران این جسارت متن کامل و یک دست ترانه زیبای «پرسه» (از آثار جاودان ایرج جنتی عطایی) به همت سایت کم نظیر IranSong در این صفحه قابل مشاهده است. ۱- در محله ما (در شیراز) کوچه بیات نامی وجود دارد و شیب سرعت گیرهای این کوچه به قدری زیاد است که کفر هر آدم صبوری را در می آورد..۲- «آش برق» که معروف ترین آشی شیراز است و درست سر کوچه ما است هر روز صبح و خصوصاْ روزهای تعطیل پاتوق سحرخیزان شیرازی است. ۳- عدد ۱۰۰ در زبان پارسی قبل از اعراب به صورت سد نوشته می شده و یک کلمه پارسی است نه عربی. امروزه این واژه به اشتباه «صد» نوشته می شود اما اگر به املای واژه «جشن سده» بنگرید، شک شما برطرف می شود. شوربختانه در پارسی امروز واژگان بسیاری، با آنکه از آغاز پارسی بوده اند اما با حروف ویژه کلمات عربی همچون «ص»، «ط»، «غ» و... نوشته می شوند. واژه سد از این گروه است، او را در یابید. ۴- کاشفان فروتن شوکران - شاملو ۵- حجم و طبیعتاْ کیفیت تصاویر این آلبوم به منظور آسانی و سرعت بخشیدن به دریافت آنها در ایران، کاهش داده شده است. داستان همه تصاویر سنگر خاطره ها و یادمان های مرتبط به زودی در بخش جدیدی با عنوان «تصویر یک خاطره» ارائه می گردد. این روزها ورد زبان ما شده:"After Exams" ! - اگر سفرنامه دیر به دیر گردگیری می شود علت این است که از نوشتن مطالب فوری و سرسری بیزارم. ویرایش و تدوین متن ها، انتخاب و بارگذاری تصاویر سنگر خاطره ها، ویرایش و بارگذاری ترانه و موسیقی این پست یک هفته وقت برد. |
|
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در شنبه 12 آذر1384ساعت 17:26 | |
|
به قلم مسافر هندوستان . |
|
به مناسبت روز جهانی ایدز، امروز وبلاگستان پر بود از اخبار و تصاویر تجمع مبارزان
خواندنی ها: با تشکر از سایت زنانه ها |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در جمعه 11 آذر1384ساعت 13:48 | |
|
پراکنده ها (گسترش روزافزون سرویس بلاگفا) به قلم مسافر هندوستان . |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 19:28 | |
|
رفت و آمد و الگوریتم رد شدن از خیابان در بنگلور به قلم مسافر هندوستان . |
|
در خیابان های شیراز که ما فکر می کردیم خیلی رانندگی افتضاحی دارد، کافی بود از الگوریتم زیر پیروی کنید تا زنده به آن سوی خیابان برسید: ۱- شروع ۲- ایست کن و ابتدا به چپ نگاه کن. ۳- اگر شلوغ بود برو به مرحله ۲ وگرنه برو تا وسط خیابان. ۴- ایست کن و به راست نگاه کن. ۵- اگر شلوغ بود برو به مرحله ۴ وگرنه از خیابان رد شو. ۶- پایان در خیابان های اصلی و مرکز شهر بنگلور همه چیز مرتب و تمیز و منظم است. مثلاْ همه عابران و حتی سگ ها بدون استثنا پشت چراغ قرمز عابر پیاده ایست می کنند و به قانون احترام می گذارند. اما همواره به خاطر داشته باشید که: هند سرزمین تناقض ها و عجایب است! وضعیت در خیابان های فرعی و کوچه های بنگلور یعنی زیر پوست شهر، اما به کل تفاوت دارد. تصاویری دال بر این تناقض ها را در یادداشتی با عنوان «کاخ ها و کوخ ها» خواهید دید. در این گونه راه های نه چندان عریض، گاه اتوبوس های عظیمی حرکت می کنند که فکر نمی کنم معنای ترمز را بدانند و به علت جمعیت زیاد هند زیر گرفتن آدم برای اتوبوس ها تا ۹ نفر در سال بلا مانع است!! ۱ و در بین همه وسایل نقلیه، رانندگان «آتو ریکشا»۲ دیگه آخر رانندگی هستن و روزهای اول بهتر است هنگامی که سوار آتو می شوید چشم و گوشتان را بگیرید.۳ نکته دیگر استفاده از موتور سیکلت است که برای خیلی ها از جمله دانشجویان به دلیل هزینه بالای رفت و آمد در هند۴ یک وسیله حیاتی است. مشکل آنجا جدی می شود که در بنگلور ۶-۷ ماه از سال هوا بارانی است و زمین لغزنده و شب ها هوا تاریک است و گاو ها سیاه و مقدس هستند!! خودتان تا آخرش را بخوانید. و اما الگوریتم رد شدن از خیابان در محله های بی قانون: ۱- شروع ۲- اگر زیر پات کثافت مقدس گاو نبود، ایست کن وگرنه برو یه جای دیگه ایست کن! ۳- اول به راست نگاه کن! ۴- دوم به چپ نگاه کن. ۵- حالا به عقب نگاه کن. ۶- به جلو نگاه کن. ۷- اگر خلوت بود، یک قدم بردار وگرنه برو به مرحله ۳. ۸- اگر اتوبوس یا آتو یا موتور دیدی به سرعت برگرد به جای اول و از مرحله ۱ شروع کن. ۹- اگر still_alive == True and still_street == True (یعنی هنوز زنده ای و هنوز خیابان تمام نشده) برو به مرحله ۳. ۱۰- پایان آنچه فراموش کردم در موردش توضیح بدهم برعکس بودن جهت حرکت وسایل نقلیه در هند است که احتمالاْ انگلیس ها برایشان غنیمت گذاشته اند. این مسئله برای خارجی ها خیلی مشکل ساز است چون از بچگی در گوش ما خوانده اند اول به چپ نگاه کن، دوم به راست نگاه کن. حالا کنار خیابان که می رسیم این کله آدم به صورت خودکار به سمت چپ می چرخد. دوستانی که اینجا برای مدتی رانندگی می کنند وقتی به ایران برگشته اند خودروشان را وسط خیابان می رانند و درست نمی دانند باید از سمت چپ بروند یا راست! طبق آمار رسمی کنسول ایران در سال ۲۰۰۵ تا به حال ۴ ایرانی جان خود را در سوانح رانندگی بنگلور از دست داده اند و هیچ کس از این بابت بازخواست نشده. البته فکر می کنم آمار مرگ و میر رانندگی ایران در کل به خاطر راه های بد بالاتر باشد. ترافیک بنگلور به نسبت جمعیت ۱،۲۸۰،۰۰۰،۰۰۰ نفری هند -که خرده آخرش از جمعیت ایران بیشتر است- چندان سنگین نیست. چون راه های عریض تر و مساحت بیشتری دارند. در شیراز ترافیک بیشتر به چشم می خورد. در عوض وضعیت آسفالت بنگلور به خاطر باران های شدیدی که زمین را سوراخ می کند چندان جالب نیست. این بود انشای مسافر هندوستان درباره رفت و آمد و چیزهای دیگر... ۵
۱- شوخی نبودا ...!!! ۲- یک وسیله نقلیه عمومی سه چرخه با ضرفیت استاندارد ۲ نفر که کار تاکسی را انجام می دهد و البته هندی ها در صورت لزوم تا ۶ نفر هم در آن می چپانند! ۳- چشمتان را به خاطر سلامت قلبتان ببندید و گوشتان را به خاطر سر و صدای فراوانی که از نظر هندی ها عادی است و آلودگی صوتی به شمار نمی رود. اصلاْ آلودگی صوتی در هند معنا ندارد. همه در حال سر و صدا هستند. مثلاْ دنده عقب تمام ماشین ها بدون استثنا آهنگ های بلند دارد و هنگام رانندگی به قول مزدک یک دستشان را گاهی از روی بوق بر می دارند دنده را عوض می کنند و دوباره به بوق زدن ادامه می دهند. خلاصه سر و صدا جزئی از فرهنگ شاد هندی ها است. ۴- در آینده درباره نحوه پرداخت کرایه به آتوها مطالب دیگری را می نویسم که دانستنش برای تازه واردها ضروری و برای بقیه خواندنی است. ۵- شما خوانندگان سفرنامه اینجوی که پیش میره به لطف فناوری هر از گاهی سفری به هند می کنید و به خانه بر می گردید. به قول رادیو فردا: «به دوستان خود بگویید» |
|
پیوند ماندگار | نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1384ساعت 13:16 | |