تبليغاتX
سفرنامه الکترونیک

 

سفرنامه الکترونیک، خاطرات مسافری آشنا بر بال الکترون های بی پروا

  پدر سینمای کارناتاکا درگذشت

 به قلم مسافر هندوستان      .

بر در ورودی سینماهای شهر بنگلور (هندوستان) تابلویی با این مضمون دیده می شد: "Today No Show"

کلیه مغازه ها، شرکت ها، مدارس و دانشگاه های ایالت کارناتاکا (به مرکزیت بنگلور) به مدت سه روز در تعطیلی رسمی به سر می بردند. دکتر راج کومار هنرپیشه کهنه کار مقیم بنگلور روز پنجشنبه در گذشت. خیل عظیم طرفداران راج کومار که قصد داشتند برای پرتاب گل بر پیکر پدر سینمای کارناتاکا به ورزشگاه کریکت بنگلور بروند ترافیک شهر را مختل کرده بود. حتما شنیده اید هندی ها از نان شب شان می زنند تا به سینما بروند.

یکی از دوستان می گفت سال گذشته هم در پی مفقود شدن یکی از هنرپیشه های سینمای هند، کشور هندوستان برای روزها تعطیل شده بود. دوست دیگری می گفت زمانی آمیتا باچان مریض شده بود و مردم با تعطیلی کسب و کار برای یک هفته به دعا کردن برای بهبودی وی پرداختند. لازم به ذکر است بالی وود مرکز سینمای هندوستان با تولید سالانه بیش از ۵۰۰ فیلم در رتبه اول فیلم سازی جهان قرار دارد و مردم و دولت هند ارزش زیادی برای این صنعت پر رونق قائلند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

منبع: CNN IBN  |  تصاویر و اطلاعات بیشتر  |  دانشنامه ویکی پدیا

دیدگاه های دیگر: سروناز

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ادامه حرف های ته نشین شده در پست های بعدی:

کلیپ های صوتی جشن نوروز در بنگلور
شیرینی ماشین مزدک جان
دیدار با امیر ع از پونا

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 18:0  | 

آنچه گذشت...

ادامه ماجرا:

  • ...حالا شماره ما را تو این شهر فرنگ هفت رنگ از کجا پیدا کرده بود، داستان دارد. باز هم از شما چه پنهان ایشان همسایه روبرو یعنی (الی خانم) را در مطب دکتر پویا (پزشک ایرانی) به طور اتفاقی ملاقات می کنند و حرف از وبلاگستان می شود.
    همسایه ما هم از خودش کلاس در می کند و می گوید: «در آپارتمان Landmark همه وبلاگ دارند. اصلا به نگهبان ساختمان سپرده ایم هرکس وبلاگ نداشت راه ندهد! .....خلاصه یکی از وب نویسان هم اسمش مسافر هندوستان است...» در اینجا راجو شماره ما را می گیرد... [و احتمالا یادش می رود که از اول قصد داشته شماره الی خانوم را بگیرد.]
    خلاصه دوستی مجازی ما با تماس راجو رنگ و بوی دیگری گرفت. راستی یادم رفت بگم که پس از چاق سلامتی کاشف شدم راجو جان همشهری است و چهار سال حد فاصل پارامونت و سینما سعدی شیراز (نزدیک محله ما) مغازه کامپیوتر داشته !!!
    خدا جون قربون بزرگیت برم، چرا این دنیایی که ساختی اینقدر کوچولو هست؟؟

کامنت تکمیلی راجو: ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سلام مسافر
اولا اینکه مغازه چیه جانم....شرکت داشتیم ( قربون شکلت کلاس ما رو نیار پائین دیگه )

دوما اینکه این الی خانوم شما ( اسمش که خارجکیه , قیافش هم مثل اونا بود ) کلی واسه ما از خودش کلاس در وکرد. حتی می گفت گربه های اپارتمانمون هم وبلاگ می نویسن ( البته ما که باور نکردیم , اخه مگه گربه های اینجا فارسی بلدن که وبلاگ فارسی بنویسن , دوما اینجا گربه کجا پیدا میشه )

سوما اینکه ...من یادم نرفت که قرار بوده تلفن الی خانم رو بگیرم ...جرات نکردم, ولی میگم شما بیا اونکار ناجوانمردانه الی خانوم ( دادن شماره شما به من ) رو تلافی کن و شمارش رو واسه من بفرست . هم خودت دلت خنک میشه که تلافی کردی ، هم ما خوشحال میشیم هم الی خانوم کلی دعا به جونت میکنه(اخه خودش روش نمیشه که بیاد به تو بگه شمارش رو بدی به من )....(چشمک)

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 23:52  | 

  غیبت نوروزی و حرف های ته نشین شده (قسمت اول)

 به قلم مسافر هندوستان      .

...راستی!! این هندی ها هم سنت زیبای عیدی دادن در آغاز سال نو ایرانی را به رسمیت می شناسند. برای نمونه شرکت بزرگ و معتبر TATA IndiCom در راستای جلب رضایت ایرانیان مقیم Landmark و حومه از ابتدای سال نو اینترنت آپارتمان ما را برای دو هفته قطع کرد. انگار خبر داشت ما اینجا ایرانی میهن دوست زیاد داریم. نمی دانم این وسط من:

الف) باعث و بانی قطع شدن اینترنت بودم.
ب) باعث و بانی وصل شدن اینترنت بودم.
جیم) هر دو.
دال) هیچ کدام.

* نمره منفی هم داره ها...

به هر حال بازگشت ما را خوش است و این نکته که همه چیز را باید به فال نیک گرفت. حالا نیمه پر این حادثه چه بود، عرض می کنم: بین خودمان باشد اگر اینترنت وصل بود هم من فرصتی برای غنی سازی نداشتم. چرا که در این دو هفته شبانه روز در حال برنامه نویسی بودم و همانطور که اینجا گفتم، قیافه ام شده شکل کنترل دیتای VB. (گل بود و به سبزه نیز آراسته شد.) این پروژه ها هم سرانجام با موفقیت پایان یافت و در این میان تجربیات گرانبهایی نصیب ما شد.
چه حالی میده وقتی یه برنامه جواب میده و چه ضد حالیه وقتی اسم یکی دیگه می خوره زیرش!

در این دو، سه هفته چند اتفاق جالب افتاد:

اولیش این بود که ما یک شب نشسته بودیم ناگهان موبایلمان جیغ زد. ما جواب دادیم دیدیم راجو از هندوستان است!! دوست وب نویس مقیم بنگلور را عرض می کنم. حالا شماره ما را در این شهر فرنگ هفت رنگ از کجا پیدا کرده بود، داستان دارد...

و این داستان ادامه دارد...

 

پ.ن. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یادش به خیر معلم دینی ما آقای قاسمی همیشه می گفت:

"غیبت اگه بد بود امام زمان غیبت نمی کرد!"

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 11:36  | 

  عیدی های مجازی

 به قلم مسافر هندوستان      .

نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم تا سال ۸۴ هم به آرشیو خاطرات پیوست و
سفرنامه الکترونیک در اولین نوروز زندگی اش به جایگاه قابل قبولی در فهرست جستجوی
واژگان کلیدی رسید تا او هم عیدی اش را از عمو گوگل گرفته باشد: ( 1 - 23 )

عیدی مسافر هندوستان اما همین حضور تو، همین رد سرانگشتان تو در چمدان سوغاتی ها.
و عیدی تو... چیزی در این دنیای مجازی ندارم به جز یک مشت تراوشات غربت گرفته بر گستره وبلاگستان:

گزیده یادداشت های سال ۱۳۸۴ خورشیدی
سفرنامه الکترونیک
؛ به قلم مسافر هندوستان
(همه پیوندها در صفحه جدید باز می شود.)

درباره ها:

شهریور ۱۳۸۴:

مهر ۱۳۸۴:

آبان ۱۳۸۴:

آذر ۱۳۸۴:

دی ۱۳۸۴:

بهمن ۱۳۸۴:

اسفند ۱۳۸۴:

 

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  سه شنبه 1 فروردین1385ساعت 22:0  |