تبليغاتX
سفرنامه الکترونیک

 

سفرنامه الکترونیک، خاطرات مسافری آشنا بر بال الکترون های بی پروا

  بازگشت به بنگلور 1

 به قلم مسافر هندوستان      .

« مفهوم یادداشت پیشین رو شاید کسی نفهمه. همین جوری بهتره. گاهی بد نیست آدم برای دل خودش بنویسه. »

باید با همه شما یاران وب نویس دگرباره آشتی کنم. دلم برای حضور مجازیتان بدجوری تنگ شده.

فردا سه شنبه روز استقلال هند است. چند روزی است بسیاری از فروشگاه ها تا ۵۰ ... ۶۰ درصد تخفیف دارند. ما دیروز یک یخچال و دو تخته فرش با قیمت های خیلی خوبی خریدیم.

اینترنت خانه قطع است، برای پرداخت بدهی به دفتر سابق رفتیم. گفتند باید به دفتر دیگری بروید که یک ساعت و نیم با اینجا فاصله دارد. امان از شهرهای بزرگ!

خلاصه فردا اگر این دکان اینترنت باز بود حتما به دوستان وبلاگ نویس سری می زنم.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 0:17  | 

  خیلی خوب ... خیلی بد

 به قلم مسافر هندوستان      .

انگاشتیم تا وصال راهی نمانده،
گفتیم نان،
گفتند برحذر باش؛ آنان که نان دهند، دندان بگیرند!
خودمان هم نفهمیدیم از ترس نان بود یا دندان،
همسفر عشق شدیم و انگار مرد سفر نبودیم.
در جدال دیرینه و بی پایان عقل و احساس واماندیم،
و دریافتیم عشق نه از جنس ازدواج است که یکی را بر دل و دیگری را بر مُهر و سند و امضا می نگارند.
دو ماه تمام در سفرنامه هیچ ننوشتیم، که دستانمان زانوی حسرت در بر داشت.

فردا، سه شنبه ۱۷ مرداد ۸۵ بر می گردیم به سرزمین پرماجرای هند،
واقعیت اما با روایت بالیوود از عشق تفاوت داشت.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

«خیلی خوب... زودتر از آن که فکر می کردیم تبدیل شد به خیلی بد،
خیلی زود!
اگر هیچ کس به تو نگفته باشد، حالا دیگر باید بدانی
که خیلی خوب، خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد.»

شل سیلوراستاین

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 19:22  |