تبليغاتX
سفرنامه الکترونیک

 

سفرنامه الکترونیک، خاطرات مسافری آشنا بر بال الکترون های بی پروا

  عکس هایی از یک گمشده

 به قلم مسافر هندوستان      .

نکته: کلیه لینک ها در صفحه جدید باز می شوند (به جز لینک هایی که در همین صفحه باز می شوند!!)

به گزارش مَمدی (خبرنگار غیرموثق و سیار محله) "حسین ۶۳"، دارنده شناسه کاربری حراست فرودگاه، مشهور به حسین جنگلی، سپیده دم پنجشنبه 15 فوریه، بدون اطلاع قبلی و به شکل مرموزی بنگلور را به مقصد پاکستان ترک کرده. از شمار کشتگان یا مجروحان این حادثه هنوز اطلاعی در دست نیست. این گزارش که بعداً توسط شاهدان عینی از جمله برادر نامبرده تایید گردیده، تأثیر بسزایی در نرخ سهام شناور بازار نارگیل و دونات کاکائویی در منطقه "سانجای نگر" و "بوپساندرا" داشته، تاجایی که کارشناسان صنایع غذایی پیش بینی کرده اند برخی از تولیدکنندگان محلی از جمله شعبات رستوران های زنجیره ای Food Bay  که در حال حاظر در رکود به سر می برند تا مرز ورشکستگی پیش روند!
از سوی دیگر اَشوَت دبیر کل دپارتمان کامپیوتر، طی بیانیه ای این حرکت خزنده را محکوم نمود و آن را مغایر با معیارهای حضور و غیاب آن کالج در پیت اعلام کرد. همچنین میرزا مُنوّر، امام جمعه موقت محل، در خطبه های این هفته ی نماز دشمن شکن جمعه، از دخالت دست های پنهان آمریکا و انگلیس در این حادثه خبر داد و کلیه مسلمین بوپساندرا و حومه را به اتحاد در برابر دسیسه های شیطان بزرگ فرا خواند! هنوز هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این اقدام تروریستی را به عهده نگرفته.

واحد مرکزی خبر،
ساختمان Landmark Residency


زیرنویس خودمانی تر:

...و اما امروز 17 فوریه 2007 میلادی است. سال گذشته در چنین روزی جای شما در جشن تولد حسین بر باد رفته که در آپارتمان خبرنگار محمد حسن برگزار شد، خالی بود. اما حسین مذکور امسال اینجا نیست تا شمع ها رو فوت کنه و ما به زور ماچش کنیم. احتمالاً الان داره تو خیابونای کراچی *Some Text Is Missing* قدم می زنه و زیر لب زمزمه می کنه :

جان در بر و می در کف و معشوق به کام است            سلطان جهانم به چنین روز غلام است

حسین گلم، تولدت مبارک؛ به قول داریوش: «جشن تو، جشن تولد تمام خوبی هاست...
چشم های منتظر به پیچ جاده...دلهره های دل پاک و ساده...
یاد تو هر تنگ غروب، تو قلب من می کوبه... ...سهم من از با تو بودن، غم تلخ غروبه... نَم چی چی حافظا...»


تهیه و تدوین: مسافر هندوستان   |   تصاویر: Bangapic

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت 11:49  | 

  قصه ی فناوری و فاصله های خانگی

 به قلم مسافر هندوستان      .

می گویند فناوری قرن جدید فاصله ها را از میان برداشته و انسان ها را به هم نزدیک تر کرده. من اما جور دیگری فکر می کنم. برایش هم دلیل دارم:



چت خانگی من و حسین در آپارتمان


حالا حتماً فضولی تان ورم کرده که ما در چه مورد چت می کردیم؟
به قول ما شیرازی ها: « چرو نمی فرموید تو؟ دم در بده »

راستی نظر شما در مورد رابطه ی فناوری و فاصله ها چیست؟؟


با تشکر از همکاری: سه پایه! ، تدارکات، امپکس، نودال، حراست و مردم خونسرد بنگلور!

از این دست نوشته ها (تصاویر جالب)

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 23:49  | 

  (عکس هفتگی)~> مستر بین و مسیح مقدس!

 به قلم مسافر هندوستان      .

مسیحیان موقع کریسمس که می شود، تمثیل های کوچکی درست می کنند و در یک دهکده عروسکی بامزه قرار می دهند و به گونه ای داستان تولد حضرت مسیح را به نمایش می گذارند. من نام این جور کاردستی ها را نمی دانم اما یادم می آید مستر بین در یکی از ماجراهایش هنگامی که برای خرید کریسمس به یک فروشگاه بزرگ می رود، عروسک های دهکده نمایشی مسیح مقدس را به بازی می گیرد، صداهای مختلف از خودش در می آورد و دست آخر همه چیز را به هم می ریزد.... من هم مثل شما مستر بین را دوست دارم! شیطنت هایش را هم همینطور!



گوا، ورودی بازار صنایع دستی


آرشیو تصاویر جالب  |  درباره گروه بندی نوشته ها

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 3:33  | 

  LalBaagh و یاران ~>(تصاویر جالب هفته)

 به قلم مسافر هندوستان      .

تصویر هفته
شناسنامه عکس:

سمت راست: مسافر هندوستان؛ وسط روی منبر: حراست فرودگاه؛ سمت چپ: همسفر و هم سقفم حسین.

عکاس باشی: مزدک ( که خودش زیاد حال نمی کنه تو عکس باشه)

مکان: Lal Bagh (یک باغ گیاه شناسی بسیار بزرگ و دیدنی دارای دریاچه، آکواریوم، درختان و گیاهان جالب. با مساحتی بسیار وسیع)

توضیحات کاراکتری:
۱- نیش مسافر هندوستان همیشه بازه. به نقاب خنده اش نگاه نکنید،... راستی تفریح بعد از کار و کلی گرفتاری چه حالی میده جان شما...

۲- حراست فرودگاه (نویسنده دوم وب نوشت) انگیزه جهش یکباره سفرنامه الکترونیک را به جان ما انداخت و به یکباره دچار درگیری عشقولانه شد و رییس فرودگاه رو فراموش کرد. دیگه کامنت هم نمیذاره، اگرچه از بام تا شام آنلاین باشه. عیبی نداره، همه زدن و رفتن تو هم روش، هرچه از دوست رسد نکوست... هنوز هم آیدیت کار میکنه، اگه چیزی نوشتی خبر کن...

۳- حسین عزیز به عقیده من در این چند روز اخیر از نبرد با یک درگیری ذهنی، به موقع و با سربلندی بیرون آمد و حالا دیگر چهره اش از آنچه در تصویر آمده سرخوش تر و شاداب تر است. بقیه عکس های Lalbagh را از BangaPic او بخواهید: http://bangapic.blogfa.com

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از این دست: تصاویر جالب هفته

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 14:18  | 

  ماشین فقرا !! ~>(تصاویر جالب هفته)

 به قلم مسافر هندوستان      .

حسین: اوووف... پسر اون وَرتو داشته باش!
من: چی؟ کجا؟ کدوم ور؟
حسین: بابا مگه کوری؟ اون ماشینه رو می گم... خداست... آخر بنزه!
من: آها اونو میگی... الان عکسشو واسه تون استاد می کنم.
مزدک (در حالی که حسین را همراهی می کند و مرتب قربون صدقه خودروی مذکور می رود): مواظب باش خرپولا دوس ندارن ازشون عکس بگیری. فکر می کنن قراره ترور بشن.

[ من در حالی که یک چشمم به منوی دوربین است و یک چشمم به پنجره عقب آتو۱، توی دل به خودم می گویم: "چرا من مثل همه پسرها با دیدن ماشین تحریک نمی شوم. نکند سیستم فیزیکی من مشکل دارد." بعد به خودم تلقین می کنم: "تو می تونی... ببین چه برقی می زنه. آینه بقلشو نگا کن، ماهه... چراغ عقبو داری؟ چه خوش فرمه..." ]

این گفتمان زمانی رد و بدل شد که با حسین و مزدک سوار آتو بودیم. من برگشتم و از شیشه عقب، به شکل ماهرانه ای این عکس را گرفتم:

حسین و مزدک هم -مثل حراست و بقیه- عاشق ماشین هستند. عکس جایزه قرعه کشی فرودگاه دبی را قبلا اینجا گذاشته ام. من اما تا امروز موفق نشده ام سیستم ذهنی ام را عیب یابی کنم.

از این جنبه قضیه که بگذریم، قبل از اینکه به هند بیاییم فکر می کردیم تمام هندی ها مردم فقیر و بیچاره ای هستند. البته هند فقیر و بیچاره زیاد دارد اما برخی از ماشین هایی که گهگاه اینجا می بینیم در ایران شب ها به خواب هم نمی دیدیم. ما که بهتر است بیش از این نظر کارشناسی ندهیم ولی گویا آنها که صاحب نظرند هم ندیده اند.

 

(*)~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~:
۱- "آتو ریکشا" وسیله نقلیه عمومی هند است. نوشته ی متفاوتی در این باب در دست ویرایش است.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 1:3  | 

  معبد هندوان ~> (فتو بلاگ هفتگی)

 به قلم مسافر هندوستان      .

این هم از تصاویر جالب این هفته، البته به پیوست توضیحات:

معبد هندوها (نمای درونی) که تا کنون فرصت نشده بود تصاویرش را با شما قسمت کنم.

در معابد عموما پیکره هایی از تصویر خدایان، شمع، گل، عود و چیزهای عجیب و غریب دیگری به چشم می خورد که هر کدام برای خودش افسانه درازی دارد. مجموع سمبل ها (یا به قول خودمان خدایان) تیره های مختلف کیش هندو، به گفته خودشان افزون بر ۳۶ ملیون است و جالب تر آنکه خودشان هم اعتراف می کنند شناخت همگی آنها برای کسی میسر نیست.

به خودم گفتم: [ما که تو رضا و غضب همون یکی موندیم، هندیا رو نمی دونم!]

از شما چه پنهان باخبر شدیم در شهر پونا دانشجوی ایرانی مستی کلیه محتویات کلیه اش را بر روی یکی از مجسمه ها پاشیده و کتک مفصلی نوش جان کرده. من به جای ایشان:
...ما که برای عکس برداری اجازه گرفتیم. من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.
چمدان سوغاتی ها دست شما را می بوسد!

~~~~~~~~~~~~~~

پیوندهای مرتبط: راهنمای استفاده و لیست سالن ها | از همین دست نوشته ها

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  شنبه 24 دی1384ساعت 16:50  | 

  (تصاویر جالب هفته) بلا به دور !!

 به قلم مسافر هندوستان      .

در ایران برای دور کردن بلا و بدی، کارهای زیادی می کنند. مثلاْ اسفند دود می کنند، خون گوسفندی را می ریزند، بالای سردر خانه ها بسم الله می نویسند یا آیه ای از قرآن و چیزهای دیگر. کاری نداریم... هر کس اعتقادی دارد و آدم ها با اعتقاداتشان زندگی می کنند و هیچ کس هم حق ندارد اعتقاداتش را به دیگری تحمیل کند.

اما از هندوستان ما بشنوید: اینجا برای اینکه بدی بترسد و فرار کند بر سردر خانه ها مترسکی به شکل شیطان نصب می کنند. بر سردر این چادر - که چشمان نکته سنج مزدک آن را شکار کرد - نیز همین مترسک به چشم می خورد :

دیدن مترسکی که من نام آن را  "مترسک بلا به دور" می گذارم بر سردر خانه های اشرافی بنگلور تعجبی ندارد. اما آیا ساکنان احتمالاْ تهی دستِ این چادر هنوز هم چیزی برای از دست دادن دارند؟

...شاید صفای برادر، لبخند مادر، دست نوازش پدر و یا آغوش گرم همسر...

~~~~~~~~~

آمارهایی تکان دهنده از دنیایی که در آن زندگی می کنیم

~~~~~~~~~

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 13:19  | 

  درخت ها

 به قلم مسافر هندوستان      .

بنگلور پر از درخت های تنومندی است که انگار سدها سال از سن آنها می گذرد...

گویا تا بوده، بنگلور بارانی و سرسبز بوده...

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  جمعه 9 دی1384ساعت 17:52  | 

  بهشتی برای جهنمیان

 به قلم مسافر هندوستان      .

«بنگلور بهشتی است که جهنمیان در آن زندگی می کنند!»

...این بهترین توصیفی است که تاکنون از بنگلور شنیده ام. این شهر یکپارچه سر سبز که به Garden City (شهر باغ) شهرت دارد، جاذبه های توریستی بسیاری دارد، اما سطح شعور عمومی مردمانش پایین است. مثلاْ در خیلی از کوچه ها همیشه بر سر شما گل می ریزد:

 

اما بهتر است ذوق زده نشوید و به جای آسمان مواظب دور و برتان باشید! چون من نزدیک بود جان شیرینم را بر سر گرفتن این عکس ها زیر اتوبوس لِه کنم و نامم به عنوان اولین شهید راه سفرنامه و ششمین شهیدِ راه بنگلور ۲۰۰۵ ثبت شود.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

>> عکس های زیبای بسیاری در دست ویرایش و گزینش است که به زودی در سفرنامه الکترونیک به نمایش گذاشته می شود.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1384ساعت 14:51  | 

  مردانِ Landmark Residency

 به قلم مسافر هندوستان      .

این هم [بخش مردانهء] یک مهمانی خودمانی در آپارتمان ما (Landmark Residency)، آپارتمانی که سه واحد آن را دانشجویان ایرانی پر کرده اند:

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1384ساعت 14:11  | 

  تایتانیک، از رویای نوجوانی تا امروز

 به قلم مسافر هندوستان      .

دیشب شبکه Star Movies پس از سال ها یادی کرد از حماسه تایتانیک و من یادم افتاد روزهایی که این فیلم به ایران آمده بود و دیدنش برای مردم از نان شب هم واجب تر شده بود اما اگر می خواستیم آن را به صورت کامل به اضافه کلیپ Celin Dion آخرش روی فیلم ویدئو ضبط کنیم ۳:۱۵ می شد و برای آن ۱۵ دقیقه اضافه که البته قابل چشم پوشی هم نبود باید یک فیلم دیگر مصرف می کردیم. مدتی بعد VCD آمد و بعد هم شبکه های ماهواره ای که از بام تا شام فیلم پخش می کنند.

....هر جمله اش را که می شنیدم انگار همین دیروز شنیده بودم. راستی که آدم با خاطراتش زنده است.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1384ساعت 16:42  | 

  تصاویر جالب هفته (پاپایا، موزها و موزچه ها)

 به قلم مسافر هندوستان      .

ما چند وقت پیش به اتفاق یکی از دوستان مالدیوی۱ به نام محمد شاروج به خیابان SP Road رفتیم تا از اوضاع و احوال بازار سخت افزار۲ هند باخبر شویم. او در زمینه خرید کامپیوتر تجربیاتی داشت.

رعایت چند نکته مهم هنگام خرید در بنگلور ضروری است:

۱- ممکن است در ماه های اول سفر افرادی به بهانه بی تجربگی و ناواردیِ شما سعی کنند با دریافت مبالغی مایحتاج شما را تامین کنند. در این صورت پول خود را به هیچ بهانه ای به دست هیچ بنی بشری، چه ایرانی و چه غیر ایرانی ندهید.

۲- همیشه بگویید: «من زبان انگلیسیم خوبه و خودم می خوام چونه بزنم! [حتی اگه یه کلمه هم بلد نبودید]»

۳- در بنگلور برای هر چیز مثل لوازم آشپزخانه، مبلمان، موبایل و... محلهء ارزانی وجود دارد که با پرس و جو به راحتی می توان آنها را پیدا کرد.

۴- قبل از خرید از چندین مغازه قیمت بگیرید و آخر سر تا می توانید چانه بزنید. در هند چک و چانه از ایران هم بیشتر رواج دارد.

۵- اگر فروشنده کوتاه نیامد از مغازه بیرون بیایید. خودش آدم بدبختی است و دنبال شما می آید.

 ....خلاصه از این نصیحت های پدرانه که بگذریم، ما در تصویر زیر مشغول خوردن میوه ای به نام پاپایا هستیم که از خانواده انبه است، تقریباْ شبیه طالبی است، از درون مثل هندوانه قرمز است و بسیار شیرین. البته هندی های زبان نفهم روی پاپایا هم فلفل می ریزند!

....چند ساعت پس از گشت و گذار و دریافت قیمت از دکان۳ های SP Road خسته و گرسنه به یک موزفروشی رسیدیم. در بنگلور و احتمالاْ جاهای دیگر هند موز در انواع و اقسام مختلف به وفور یافت می شود. قیمت آن هم از هر عدد ۵۰ تومان تجاوز نمی کند. اما آنچه توجه ما را جلب کرد موز های کوچکی بود که ظاهراْ کاربردی نداشت و برای بازار گرمی از آن استفاده می شد:

 

(*)~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۱- مالدیو -که با نام آن از زمان شکست سنگین تیم ملی فوتبالش مقابل ایران- آشنا هستید مجموعه ۳۰۰۰ جزیره کوچک و بزرگ توریستی است و پایتخت آن مالِی نام دارد. کشور مسلمان اما آزادی است و بزرگترین جزیره آن حدود ۲۰۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد. [نام واحد پولش را خاطرم نیست،] ولی ارزش پولش یک دوازدهم دلار است.

۲- این قیمت ها را به زودی در پستی ارائه می دهم.

۳- "دکان" مثل خیلی از واژگان دیگر میان زبان فارسی و هندی مشترک است. اگر ازدحام مطالب و وفور وعده های مسافر مجال داد درباره زبان محلی بنگلور هم به تفصیل خواهم نوشت.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1384ساعت 13:57  | 

  تصویر جالب هفته (روزنه ای به دنیای اینترنت)

 به قلم مسافر هندوستان      .

این خانم کاملاْ محجبه در کافی نت مشغول وبگردی بود و چون چهره اش مشخص نبود من به خودم اجازه دادم بدون اجازه و با دوربین مخفی از او عکس بگیرم. به همین خاطر دستم لرزید و عکس مات شد.

این هندوستان که به آن می گویند کشور ۷۲ ملت، به این خاطر است که همه جور موجود دوپا و چهارپایی در آن پیدا می شود. زنان مسلمان هند که غالباْ سنی هستند، روبنده دارند و از آن روزن به دروازه جهانی می نگرند! برای من که جالب بود...

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 12:42  | 

  (تصاویر جالب هفته) برای رامش سحرخیز

 به قلم مسافر هندوستان      .

 

اسم این پسرک شیرین زبان و بازیگوش رامش است. او هر روز صبح مثل خروس ساعت ۷ ما را بیدار می کند! اشتباه نکنید او بچه همسایه نیست! او مسئول آوردن شیر و نان تازه است. رامش برای سوپر مارکت سر کوچه کار می کند. به مدرسه نرفته اما انگلیسی را به خوبی از مشتری ها یاد گرفته. روزانه ۷ روپیه (قیمت هر پاکت شیر) و چند عدد پسته ایرانی به او می دهیم. بابت بیدار شدن اما نمی دانیم باید از او ممنون باشیم یا دلخور!! 

*******

ما با فشار دکمه دوربین در مقابل رامش ۳ کار را همزمان انجام دادیم:

۱-وبلاگمان را پر کردیم. ۲-به شما و خودمان انرژی مثبت دادیم. ۳-خستگی را از تن رامش به در کردیم:

تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن           در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  شنبه 21 آبان1384ساعت 14:57  | 

  تصاویر جالب این هفته

 به قلم مسافر هندوستان      .

 << یک جفت شاهین خوشبخت بر فراز درختان نارگیل در مرکز تصویر

 << این اطلاعیه برگزاری نماز عید فطر به زبان اردو بر روی میز کافی نت است. محله ما خوب یا بد پر از مسلمان است. اردو زبان مادری ۳۰۰ میلیون مسلمان هند است. برای ما تقریبا قابل فهم است. بوپ سندرا نام محله ماست. درباره روزنامه ها و سطح تبلیغات و کلا ژورنالیسم بعدا می نویسم.

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  جمعه 13 آبان1384ساعت 14:0  | 

  (تصاویر جالب هفته) نمای شهر از پشت بام ما

 به قلم مسافر هندوستان      .

 

دکل های برق - خطی از بزرگترین شبکه راه آهن جهان -

درختان نارگیل -  دریاچه و جزیره مصنوعی - کوبون پارک

و دیگر تا چشم کار می کند رنگ سبز و اکسیژن

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  پنجشنبه 12 آبان1384ساعت 11:30  | 

  (تصاویر جالب هفته) بالکن نشینی

 به قلم مسافر هندوستان      .

در بنگلور چیزهای کثیف و زشت زیاد دیده می شود و نیز چیزهای زیبا و دیدنی. ما سعی می کنیم بی آنکه به زشتی ها توجه کنیم، زیبایی ها را شکار کنیم. دانشجویانی که بعد از چند هفته عزم بازگشت می کنند، این کار را بلد نیستند. برای ما اما هر روز، غروب خورشید عالم تاب از پس درختان نارگیل تماشایی است...

 

...کنسروهای ایرانی گرم شده و چایی آماده است، صندلی ها را ببر به بالکن تا من قوطی قند رو تو این کارتن لعنتی پیدا کنم !

 

  

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1384ساعت 16:30  | 

  سرآشپز حسین

 به قلم مسافر هندوستان      .

 املت، چلوکباب دانشجویی 

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 11:47  |