تبليغاتX
سفرنامه الکترونیک

 

سفرنامه الکترونیک، خاطرات مسافری آشنا بر بال الکترون های بی پروا

  یک خاطره از جوخه مرگ

 به قلم مسافر هندوستان      .

کامنتی  گذاشتم برای رضا، بعد دیدم اینجا هم کپی شود بد نیست:

اعدام را دوست ندارم، صدام را هم همینطور...
یادم می آید، اول مهر ماه روزی که بچه ها به مدرسه می رفتند و من برای چند واحد درسی به دانشگاه سروستان... آنجا یک نفر را اعدام می کردند و چه خاطره بدی ماند در ذهن عابران... در ذهن کودکان... در ذهن ماه مهر...



ممنون که در نظرسنجی رضا پیرامون حکم اعدام شرکت کردید. و این هم نتایج نظر سنجی پس از یک هفته.


اصلا من یک پیشنهادی دارم برای این جور جنایتکاران:

یک موزه ای درست کنند شبیه زندان (یا زندانی شبیه موزه) و این جور اسطوره ها را به جای اعدام آنجا نگهداری کنند. حیف نیست یک چنین موجودات کمیابی را حذف کنیم. مردم هم بیایند، تماشا کنند، درس عبرت بگیرند و به زیردستانشان زور نگویند... درآمد ناشی از فروش بلیط را هم پس از کسر کمیسیون بنده، به حساب 100 امام واریز کنند تا در ظهور آقا تعجیل شود!!

بعدا میگن آلترناتیو ارایه بدین! حالا ما گفتیم کو گوش شنوا...

پیوند ماندگار   |   نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 20:48  |